محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

464

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

آنان باز نافرمانى كردند . آن‌گاه اشتر را پيشنهاد داد و باز نپذيرفتند . پس از آن أحنف بن قيس را انتخاب كرد و آنان جز ابو موسى اشعرى را نپذيرفتند . سرانجام آن شد كه ابو موسى فريب خورد و آن چه نبايد رخ مىداد ، رخ داد . . . بنابراين امام عليه السّلام و تاريخ حق دارند كه آنان را به تندخويى و نافرمانى و بلكه بيش از آن متهم سازند . طه حسين درباره سركشى و تندخويى آنان سخن گفته و از دلايل اصرارشان بر انتخاب ابوموسى پرده برمىدارد : « به گمان فراوان برخى از فرماندهان سپاه على عليه السّلام نسبت به او وفادار نبودند ؛ زيرا آنان دنيا خواه ، و نه دين‌مدار بودند و درون خود ، حسرت روزگار عثمان را مىخوردند كه از هدايا و نعمتهاى بسيار برخوردار بودند . همچنين بسيارى از مردم بصره كه در جنگ جمل شركت داشتند ، در سپاه على عليه السّلام حاضر بودند . بنابراين در بين ياران على عليه السّلام افراد وفادار و خيانتكارى حضور داشتند . . . چه بسا أشعث بن قيس با عمرو عاص همدست شده بود تا در بين ياران على عليه السّلام اختلاف افكند . سرانجام آن دو به هدفشان رسيدند و اشعث و يارانش توانستند على عليه السّلام را بر خوددارى از جنگ وا دارند . پس امام عليه السّلام چاره‌اى جز پذيرش نداشت . اين حوادث از روى تصادف رخ نمىداد ؛ بلكه توطئه‌اى ميان ياران على عليه السّلام و معاويه در جريان بود . » « 1 » سير حوادث نظر طه حسين را تأييد مىكند ؛ چه آن كه مردم ، دنياخواه و شيفته آن هستند . معاويه نيز از اين دست مردم بود ؛ اما امام عليه السّلام تنها در پى دين بود و در نتيجه آنان به سمت معاويه گرويده ، دين خود را به سود

--> ( 1 ) . الفتنة الكبرى - 2 - على عليه السّلام و بنوه : 80 - 82 .